سفارش تبلیغ
صبا ویژن

اخبار فناوری

بررسی و نقد هواوی میت 20 پرو (Huawei Mate 20 Pro)

بررسی و نقد هواوی میت 20 پرو (Huawei Mate 20 Pro) بررسی هواوی میت 20 پرو (Huawei Mate 20 Pro) را به طور اختصاصی برایتان آماده کرده‌ایم تا اگر قصد خرید پرچمدار 2018 هواوی را دارید، با مشخصات سخت افزاری، عملکرد فنی، امکانات، دوربین، قیمت و طراحی آن به طور کامل آشنا شوید.

 

میت 20 پرو هواوی از آن دست گوشی هایی است که برخلاف شباهت اسمی به مدل استاندارد، در تمام زمینه‌ها از طراحی ظاهری گرفته تا امکانات ویژه‌ی سخت افزاری، نسبت به برادر کوچکترشان برتر هستند و قطعا اگر طالب خرید یکی از دو مدل سری میت بیست هستید، در ادامه با بررسی اختصاصی این گوشی پرچمدار با ما همراه باشید تا متوجه تفاوت‌های اساسی آن با مدل پایه‌ بشوید. در این بررسی در گجت نیوز قصد داریم در بخش‌های جداگانه و به طور کامل، نکات مربوط به طراحی، رابط کاربری، امکانات سخت افزاری، دوربین و نمونه تصاویر، کیفیت نمایشگر و باتری میت 20 Pro را موشکافی کنیم تا ارزش خرید آن در مقایسه با رقبا برایتان آشکار شود:

فهرست مطالب بررسی هواوی میت 20 پرو

با کلیک کردن بر روی هر عنوان می‌توانید به آن بخش از بررسی اختصاصی گوشی میت 20 پرو دسترسی پیدا کنید:

  •  مشخصات فنی
  •  طراحی و کیفیت ساخت
  •  نمایشگر
  • دوربین
  • باتری
  • بنچمارک و عملکرد سخت افزاری
  • امکانات صدا و پخش موسیقی
  • سیستم عامل و رابط کاربری
  • مزایا و معایب
  • جمع‌بندی
  • امتیاز گجت نیوز

مشخصات فنی میت 20 پرو هواوی

میت 20 پرو قدرتمندترین گوشی ساخته شده توسط هواوی تا به اینجای کار است و تقریبا در تمام زمینه‌ها، این دیوایس یکی از غول های فنی در بازار پرچمداران گران قیمت اندرویدی محسوب می‌شود:

  • طول بدنه: 157.8 میلی‌متر (6.21 اینچ)
    ضخامت: 8.6 میلی‌متر (0.34 اینچ)
    عرض: 72.3 میلی‌متر (2.85 اینچ)
  • وزن: 189 گرم
  • پوشش محافظتی: گوریلا گلس
  • مقاومت در برابر آب و گرد و غبار: استاندارد IP68
  • رنگ‌ها: آبی، مشکی، یشمی، بنفش گرگ و میشی (Twilight)
  • جنس بدنه: پنل‌های شیشه‌ای و فریم آلومینیومی
  • پورت‌های ورودی: یو اس بی تایپ سی
  • پردازنده: کایرین 980 (هشت هسته‌ای به همراه پردازشگر گرافیکی Mali-G76 MP10)
  • فرکانس پردازنده: 2.6 گیگاهرتز
  • حافظه رم: 6/8 گیگابایت
  • ظرفیت داخلی: 128/256 گیگابایت با قابلیت ارتقا تا سقف 256 گیگابایت از طریق کارت حافظه جانبی نانو
  • امکانات صدا: اسپیکرهای استریو، پخش صدا با مشخصات 32 بیت/ 384 کیلوهرتز، تکنولوژی حذف نویز اکتیو با میکروفون اختصاصی
  • سنسورها: سنسور اثر انگشت روی نمایشگر، تشخیص چهره سه بعدی، ژیروسکوپ، سنسور تشخیص مجاورت، قطب‌نما، فرستنده‌ی مادون قرمز، سنسور فشارسنج، تشخیص نور محیط
  • ابعاد نمایشگر: 6.39 اینچ AMOLED با پشتیبانی از HDR10
  • تراکم پیکسلی: 538 پیکسل بر هر اینچ (16 میلیون رنگ)
  • رزولوشن نمایشگر: 1440 در 3120 پیکسل (نسبت تصویر 19.5 به 9)
  • نسبت مساحت نمایشگر به بدنه: 87.9 درصد
  • دوربین سلفی: 24 مگاپیکسل با f2.0
    لنز 26 میلی‌متری عریض، حالت پرتره با افکت بوکه
    فیلمبرداری با رزولوشون 1080 پیکسل و نرخ 30 فریم بر هر ثانیه
  • دوربین اصلی: سه‌گانه 40 + 8 + 20 مگاپیکسل
    (لنزهای 27، 80 و 16 میلی‌متری با f/1.8 و f/2.4 و f/2.2 )
    فلش ال ای دی دوگانه، لنزهای لایکا، حالت مخصوص تصویربرداری در شب
    زوم اپتیکال 5 مرحله‌ای، حالت عکاسی حرفه‌ای با تنظیمات دستی
    فناوری تشخیص نوع سوژه مبتنی بر هوش مصنوعی (Master AI)
    تگ‌گذاری جغرافیایی، فناوری تشخیص چهره و لبخند، پانوراما و HDR خودکار
    تثبیت اپتیکال تصویر (OIS) + تثبیت الکترونیکی تصویر (EIS)، فیلمبرداری 4K
    فیلمبرداری فوق آهسته با رزولوشن 720 پیکسل و نرخ 960 فریم بر هر ثانیه
  • باتری: 4200 میلی‌آمپر ساعت، لیتیوم-پلیمری، قابلیت سوپرشارژ 40 وات، شارژ وایرلس 15 وات، شارژ دیگر دیوایس‌ها به صورت وایرلس
  • نرم افزار و سیستم عامل: اندروید 9.0 پای + ورژن 9.0 رابط کاربری اختصاصی EMUI 9
  • امکانات ارتباطی: 2 سیم‌کارت همزمان (نانو)، 4G LTE، وای فای 802.11 a/b/g/n/ac، ان اف سی، بلوتوث 5.0، وای فای دایرکت، DLNA و aptX HD

طراحی

از نظر طراحی، میت 20 پرو نسبت به مدل استاندارد، فوق‌العاده برتر است و زمانی که این فبلت 6.39 اینچی را در دست می‌گیرید، ارگونومی مناسب آن باعث می‌شود که به هیچ وجه احساس بزرگ بودن گوشی، دست‌تان را اذیت‌تان نکند. فرم کلی بدنه بسیار نزدیک به اس 9 پلاس سامسونگ است و انحناهای نرم در تمام گوشه‌ها و لبه‌های نمایشگر، نگه داشتن گوشی در دست را آسان‌تر می‌کند. دو پنل شیشه‌ای در جلو و عقب، با یک شیب بسیار ملایم به فریم آلومینیومی متصل می‌شوند که رنگ براق‌تری نسبت به بدنه دارد و ظاهر جذابی به این ساندویچ سه‌لایه می‌دهد؛ البته این اتصال کاملا هم بدون نقص نیست و یک شیار بسیار اندک بین فریم و پنل پشتی وجود دارد که این موضوع باعث می‌شود گرد و خاک و ذرات ریز داخل آن جمع شوند.

ضخامت کلی بدنه، 8.6 میلی‌متر است و دکمه‌های ولوم و پاور نیز بر همین مبنا، کاملا نازک هستند تا هارمونی لبه‌ی سمت راست به هم نریزد. دکمه‌ی پاور با وجود اینکه بافت متفاوتی ندارد، اما رنگ قرمز آن تضاد جذابی با رنگ آبی بدنه به وجود می‌آورد و ما نیز آن را دوست داشتیم. محل قرارگیری دکمه‌ها کمی پایین‌تر از گوشی های دیگر است و همین هم دسترسی به آنها را آسان‌تر می‌کند. بر روی لبه‌ی سمت چپ چیزی وجود ندارد و لبه‌ی بالایی فریم هم تنها میزبان یک میکروفون و یک سنسور فرستنده‌ی مادون قرمز برای کنترل لوازم دیجیتال از راه دور است. علاوه بر دو میکروفون اصلی، خشاب سیم‌کارت نیز بر روی لبه‌ی پایینی دیده می‌شود.

این خشاب طراحی منحصر‌به‌فردی دارد و شما می‌توانید دو سیم‌کارت نانو یا یک سیم‌کارت نانو و یک کارت حافظه‌ی جانبی نانو را در شیار‌های بالا و پایین آن قرار دهید. البته انتخاب این نوع استاندارد از سوی هواوی، باعث شده که فعلا کارت حافظه‌ی مناسب آن در بازار موجود نباشد و ما نیز نتوانستیم آن را تست کنیم. یکی از نکات جالب و البته عجیب طراحی میت 20 پرو ، این است که هیچ حفره‌ای برای اسپیکر تعبیه نشده و بلندگوی دیوایس در واقع داخل پورت یو اس بی تایپ سی قرار دارد. البته از نظر بلندی و کیفیت صدا، همچنان هم می‌توانید از این اسپیکر لذت ببرید اما هنگام متصل بودن کابل به پورت یو اس بی تایپ سی و البته زمانی که گوشی را به سمت پایین گرفته‌اید، کمی صدا از دورتر به شما می‌رسد که حس ناخوشایندی است.

ناچ نمایشگر مدل پرو، حدود چهار برابر ناچ قطره‌ای میت 20 است و دلیل آن هم، این است که علاوه بر بلندگوی تماس و دوربین سلفی، یک سنسور تشخیص چهره‌ی سه بعدی نیز داخل آن قرار گرفته است. بر روی پنل پشتی، سه دوربین و یک فلش دوگانه، داخل کادری مربعی قرار گرفته‌اند که مهندسان هواوی ظاهر آن را از چراغ‌های خودروهای سوپر اسپورت پورشه الهام گرفته‌اند. این کادر کمی از بدنه بیرون زده است (در حد یک میلی‌متر) و برند لایکا نیز بالای آنها حکاکی شده است. هواوی برای اینکه اصطکاک بیشتری برای پنل پشتی میت 20 پرو ایجاد کند، یک بافت انحصاری لیزری تحت عنوان «هایپراپتیکال پترن» بر روی آن به وجود آورده است.

این بافت علاوه بر اینکه زیبایی این پنل را افزایش داده، به مقدار زیادی لیز خوردن آن از روی سطوح افقی مانند میز را هم کاهش می‌دهد و انتخاب هوشمندانه‌ای‌ به نظر می‌رسد (بافت هایپراپتیکال تنها بر روی مدل آبی‌رنگ و سبز‌رنگ وجود دارد). در مجموع میت 20 پرو علیرغم برخورداری از نمایشگری غول‌پیکر و بدنه‌ای بزرگ، طراحی کاملا مدرنی دارد و حتی برای افرادی که دست‌های متوسطی دارند، نگه داشتن و جابه‌جا کردن آن لذت‌بخش است. به خصوص اینکه طراحان هواوی موفق شده‌اند بدنه را به طور کامل پوشش دهند تا استاندارد مقاومتی IP68 برای مقاومت در برابر نفوذ آب و گرد و غبار در آن ایجاد شود.

 

نمایشگر

برخلاف میت 20، مدل پرو از یک نمایشگر امولد 6.39 اینچی برخوردار است که رزولوشن 1440 در 3120 پیکسلی آن، تراکم 538 پیکسل بر هر اینچ را برایش به ارمغان آورده است. هم از حیث نرخ تراکم و هم از حیث تکنولوژی نمایشگر، مدل پرو کاملا نسبت به مدل استاندارد برتری دارد و البته طراحی ناچ و ابعاد صفحه نیز نسبت تصویر عجیب 19.5 به 9 را برای این مدل به وجود آورده است. هواوی برای تامین پنل‌های این گوشی، سامسونگ را کنار گذاشته و به سراغ BOE و البته ال جی رفته است. این تغییر، باعث شده که چینش پیکسل‌های روی صفحه تغییر کند و به جای ساختار لوزی‌شکل سابق، حالا شاهد یک چینش نامتقارن مثلثی باشیم که سالیان دور مشابه آن را در مانیتورهای CRT مشاهده می‌کردیم.

حاشیه‌های بسیار اندکی در بالا و پایین صفحه وجود دارد و لبه‌های چپ و راست نیز به سمت بیرون دارای انحنای نرمی هستند. این خمیدگی‌های ظریف علاوه بر افزایش ارگونومی بدنه، سوایپ کردن از چپ و راست به مرکز صفحه را هم آسان‌تر می‌کند و البته در حالتی که گوشی را از سمت نمایشگر بر روی سطحی افقی قرار داده باشید، کمک می‌کند که روشن شدن صفحه و به طور مثال دریافت نوتیفیکیشن‌های تماس و اس ام اس را مشاهده کنید.

اما از این آمار و ارقام که بگذریم، نمایشگر میت 20 پرو همانطور که از آن انتظار می‌رود، از بهترین نمونه‌های بازار است و شفافیت و وضوح بسیار بالا، تماشای هر نوع محتوایی را بر روی آن لذت‌بخش می‌کند. جزئیات رنگ‌ها همواره غنی است و کنتراست محلی مناسب، باعث می‌شود که تماشای فیلم‌های سینمایی باکیفیت بر روی آن لذت دوچندانی داشته باشد. در حالت پیشفرض، این نمایشگر بر روی مود Vivid قرار دارد که رنگ‌هایی غنی‌تر را به نمایش می‌گذارد. در این حالت، رنگ‌ها از گستره‌ی DCI-P3 انتخاب می‌شوند و حداکثر روشنایی 508 نیت برای آن اندازه‌گیری شده است؛ البته لازم است بدانید که این اندازه‌گیری در حالت دستی به دست آمده و زمانی که روشنایی را بر روی حالت Auto قرار دهید و به محیط‌های بسیار روشن بروید، نمایشگر تا حدود 660 نیت هم می‌تواند بالا برود.

در مود Vivid و با مراجعه به تنظیمات نمایشگر، می‌توانید حالت نمایشی را بر روی سه دمای Default ، Warm و Cold قرار دهید که همانطور که از نامشان مشخص است، رنگ‌های گرم‌تر و سردتری را به نمایش می‌گذارند. البته این سه حالت برای مود Normal نیز در دسترس هستند. در مود نرمال، رنگ‌ها اصطلاحا کمی بیروح‌تر می‌شوند و از غنای آنها کاسته می‌شوند. در این حالت رنگ‌های روی صفحه از گستره‌ی sRGB انتخاب می‌شوند و نسبت به حالت Vivid، اغراق کمتری در آنها صورت می‌گیرد.

علاوه بر امکان تغییر رزولوشن و قابلیت Eye Comfort برای محافظت از چشم‌ها در محیط‌های تاریک که مدت‌هاست بر روی گوشی‌ های هواوی وجود دارد، شما در میت 20 پرو می‌توانید از قسمت تنظیمات ناچ، حاشیه‌ی بالای صفحه را فعال کنید تا به جای یک بریدگی، یک نوار کامل ببینید. در تصویر زیر، تفاوت این دو حالت قابل مشاهده است و اگر به هر دلیلی از ناچ خوشتان نمی‌آید، این راه حل در دسترس‌تان خواهد بود:

نمایشگر میت 20 پرو از استاندارد HDR10 نیز پشتیبانی می‌کند که هنگام تماشای محتوای تولیدشده با این استاندارد، تفاوتی چشمگیر در سطح جزئیات رنگ‌ها و کنتراست تصویر، پیش‌روی چشم‌هایتان قرار می‌دهد. پنل امولد این گوشی در زیر تابش نور مستقیم نیز عملکردی قابل قبول دارد و به راحتی می‌توانید محتوای صفحه را حتی در روشن‌ترین روزهای آفتابی، مشاهده کنید و بخوانید.

 

دوربین

 

پردازنده‌ی گرافیکی Mali-G76 MP10 نیز در کنار کایرین 980، مسئولیت انجام رندرهای گرافیکی را بر عهده دارد. این واحد قدرتمند که به تازگی معرفی شده است، ده هسته‌ی پردازشی دارد و نسبت به نسل گذشته یعنی Mali-G72 که همراه با کایرین 970 در گوشی های قدیمی هواوی به کار رفته بود، 46 درصد عملکرد گرافیکی بهتر و دو برابر مصرف انرژی پایین‌تری دارد. این پردازنده‌ی گرافیکی هوشمند در زمانی که شما بازی‌های سنگین را اجرا می‌کنید و نیاز به قدرت پردازشی بالاتری است، این موضوع را شناسایی کرده و نتایج بهتری را در اختیار کاربر قرار می‌دهد. فناوری GPU Turbo 2.0 که به همراه این مجموعه معرفی شده، در حال حاضر با 6 بازی سازگار است و مهندسان هواوی در تلاشند تا بازی‌های محبوب بیشتری را به لیست پشتیبانی از آن اضافه کنند؛ این فناوری باعث می‌شود که بازی‌های سنگین و گرافیکی، در تمام حالات با نرخ فریم ثابت 60 بر هر ثانیه و با رزولوشن کامل اجرا شوند.

بیشتر بخوانید: بررسی هواوی میت 20 (Huawei Mate 20)

به طور کلی، کایرین 980 نسبت به چیپست‌های دارای لیتوگرافی 10 نانومتری، 20 درصد عملکرد پردازشی بالاتری دارد و از نظر مصرف باتری نیز 40 درصد انرژی کمتری مصرف می‌کند. اما صرف نظر از این ارقام، شما این موضوع را به وضوح در عملکرد گوشی خواهید دید. به لطف این پردازنده و البته حافظه‌ی رم 6 گیگابایتی، همه چیز بسیار سریع‌تر شده و اپلیکیشن‌ها با سرعتی خیره‌کننده باز و بسته می‌شوند. شما به راحتی در چند ثانیه می‌توانید بین چندین اپلیکیشن جابه‌جا شوید و آنها را به طور کامل باز و بسته کنید. انیمیشن‌های رابط کاربری با سرعتی بالا و البته به شکلی روان اجرا می‌شوند و افت سرعت و لگ‌های ناگهانی، تقریبا هیچ حضوری در میت 20 پرو نخواهند داشت.

کایرین 980 که از 6.9 میلیارد ترنزیستور تشکیل شده، اولین پردازنده‌ی مجهز به حافظه‌های فوق سریع LPDDR4X است. مودم ال تی ای Cat 21 با سرعت 1.4 گیگابیت بر ثانیه درون این چیپست به کار رفته و وای فای فوق سریع آن به کاربران امکان می‌دهد از حداکثر سرعت فوق‌العاده 1732 مگابیت بر ثانیه لذت ببرند. اگر از طرفداران گوشی های میت باشید، احتمالا با واحد NPU در سری میت 10 آشنا هستید. حالا این بار هواوی از مغز متفکر جدید dual NPU در سری میت 20 رونمایی کرده که در واقع یک هوش مصنوعی دوگانه است. به گفته‌ی کمپانی سازنده، حالا کایرین 980 به دو مغز متفکر مجهز شده که امکان شناسایی 4500 تصویر در دقیقه را به آن می‌دهد؛ یعنی حدودا 120 برابر سریع‌تر از نسل گذشته در میت 10.

پردازشگر میت 20 پرو به یک واحد پردازش تصویر جدید نیز مجهز شده که پشتیبانی بسیار کامل‌تری از دوربین‌های چندگانه دارد و اطلاعات را 46 درصد سریع‌تر منتقل می‌کند. تولید رنگ‌های غنی‌تر در حالت HDR، حذف نویز چندمسیره، دنبال کردن حرکات سوژه به طور دقیق‌تر و حذف آیتم‌های ناخواسته‌ی تصویر بدون آسیب زدن به جزئیات سوژه، از دیگر قابلیت‌های این قطعه‌ی جدید است.

برای اینکه عملکرد یک مجموعه‌ی سخت افزاری مشخص شود، امتیازهای بنچمارک گزینه‌ی مناسبی هستند. در این تست‌ها، پردازنده و واحد پردازش گرافیکی دیوایس تحت آزمایش‌هایی قرار می‌گیرند که عملکرد روزمره‌ی کاربران را شبیه‌سازی می‌کنند. بنابراین ما نیز در بررسی میت 20 پرو برایتان امتیازهای بنچمارک این گوشی را در نمودار‌های زیر آماده کرده‌ایم تا وضعیت آن در مقایسه با دیگر رقبای اندرویدی را مشاهده کنید:

 

 

سنسور اثر انگشت مدل پرو برخلاف مدل استاندارد سری میت بیست، به داخل نمایشگر منتقل شده است و محل قرار دادن انگشت به شما نمایش داده می‌شود. زمانی که حالت تشخیص اثر انگشت فعال باشد و گوشی را از روی سطح بلند کنید، یک علامت اثر انگشت بر روی صفحه‌ی سیاه به نمایش درمی‌آید و نیازی نیست که حتما نمایشگر را روشن کنید. سپس برای شناسایی، لازم است که انگشت خود را بر روی نقطه‌‌ای که نمایش داده می‌شود قرار داده و کمی بر روی صفحه فشار دهید. سرعت این سنسور کاملا قابل قبول است و بعد از چند بار استفاده، میزان فشار بر روی صفحه نیز برایتان عادی می‌شود؛ البته لازم است بدانید که این سنسور سرعت کمتری از اسکنرهای معمولی که بر روی پشت دیوایس‌های هواوی قرار می‌گرفتند دارد و احتمالا در گوشی های نسل آینده شاهد بهبود سرعت و کارایی آن خواهیم بود.

اسکنر تشخیص چهره‌ی میت 20 پرو نیز یکی دیگر از روش‌های هویت‌سنجی این گوشی است که از نقاط قوت اصلی آن محسوب می‌شود. در هنگام عملیات شناسایی و ثبت چهره، از طریق دستور‌العمل‌هایی بر روی نمایشگر، شما راهنمایی می‌شوید تا با چرخاندن سرتان به اطراف، تمام زوایای چهره‌تان به شکل سه بعدی در حافظه ثبت شوند. بعد از فعال‌سازی قابلیت تشخیص چهره، هر بار که گوشی را از روی سطح بلند کنید یا از پایین به بالا بیاورید، نمایشگر به طور خودکار روشن و عملیات اسکن چهره آغاز می‌شود. این شناسایی به لطف سنسور مادون قرمز اختصاصی که بر روی ناچ نمایشگر قرار گرفته، با سرعتی بسیار بالا انجام می‌گیرد و در اکثر موقعیت‌ها حتی در نور کم و زمانی که عینک به چشم‌هایتان زده‌اید، چهره را شناسایی و قفل دیوایس را باز می‌کند. سرعت و دقت عملکرد این روش، بالاتر از سنسور اثر انگشت میت بیست پرو است و احتمالا شما هم آن را به عنوان روش اصلی باز کردن قفل گوشی انتخاب خواهید کرد.

شما می‌توانید تعیین کنید که بعد از شناسایی چهره، آیا مستقیما وارد صفحه‌ی هوم شوید و یا تنها قفل گوشی باز شود و برای وارد شدن به صفحه، نیاز به سوایپ کردن باشد. گزینه‌ای نیز وجود دارد که باعث می‌شود هنگامی که به صورت مستقیم به صفحه نگاه نمی‌کنید، قفل به شکل اتفاقی باز نشود. درست مشابه سنسور اثر انگشت، شما می‌توانید از قابلیت تشخیص چهره نیز برای باز کردن اپلیکیشن‌های محرمانه و یا ورود به قسمت File Safe استفاده کنید.

 

محیط اصلی این رابط کاربری را می‌توانید در تصاویر مشاهده کنید و همانطور که می‌بینید، آیکون‌های اپلیکیشن‌ها در صفحات افقی در سمت راست صفحه‌ی هوم قرار دارند. از هرجای صفحه دستتان را به سمت پایین بکشید، کادر جست‌جو باز می‌شود و می‌توانید هرچیزی از اپلیکیشن‌ها و بازی‌ها گرفته تا مخاطبان و پیام‌های خود را از طریق سرچ کردن درون آن پیدا کنید. با سوایپ کردن از لبه‌ی بالای صفحه به سمت پایین نیز نوتیفیکیشن سنتر باز می‌شود که حداقل سیستم مورد نیاز بازی اگر آن را بار دیگر به سمت پایین بکشید، آیکون‌های بیشتری از ابزارهای مفید در دسترس‌تان قرار می‌گیرد. نوتیفیکیشن‌های دریافتی به شکل کارت‌های افقی در زیر قسمت ابزارها دیده می‌شوند و با سوایپ کردن آن به سمت چپ می‌توانید آنها را ببندید؛ البته امکان بستن همه‌ی آنها به طور یکجا نیز وجود دارد. درست مشابه میت 20، یکی از مهم‌ترین قابلیت‌هایی که در این نسخه به رابط کاربری EMUI اضافه شده، امکان ناوبری در محیط کاربری بدون استفاده از دکمه‌های لمسی است. امکان استفاده از دکمه‌های بازگشت و هوم و مالتی تسکینگ همانند گذشته فراهم است، اما شما با مراجعه به قسمت System Navigation و فعال کردن گزینه‌ی Gestures، می‌توانید مشابه آیفون ایکس، تنها با انجام سوایپ، به قسمت‌های مختلف بروید. برای بازگشت به عقب و جلو در این حالت، کافی است که از لبه‌های چپ و راست به سمت مرکز صفحه سوایپ کنید.

هوش مصنوعی نقش موثری در رابط کاربری میت 20 پرو دارد و تقریبا در تمام موارد، این هوش مصنوعی فعالیت شما را زیر نظر دارد و اگر به طور مثال فعال کردن گزینه‌ای در تنظیمات بتواند به شما کمک کند کارتان را سریع‌تر و راحت‌تر انجام دهید، آن را از طریق یک نوتیفیکیشن به شما اطلاع می‌دهد. با بهره‌گیری از قدرت سخت افزاری این غول اندرویدی، طبق گفته‌ی کمپیانی سازنده، سرعت پاسخ‌گویی سیستم 25.8 درصد افزایش یافته، تاخیر باز شدن اپلیکیشن‌ها 102 میلی‌ثانیه کاهش یافته و روان بودن کلی سیستم نیز 12.9 درصد افزایش یافته است.

پیشنهاد می‌کنیم برای اینکه به طور کامل قابلیت‌های کاربردی EMUI 9 آشنا شوید، بررسی میت 20 هواوی در گجت نیوز را مشاهده کنید.

مزایا و معایب

مزایا

  • طراحی کاملا مدرن با ارگونومی بسیار بالا
  • سرعت بی‌نظیر شارژ شدن باتری
  • قابلیت شارژ وایرلس دیگر گوشی‌ها
  • پردازنده‌ی فوق سریع با کمترین تاخیر در اجرای بازی‌ها و اپلیکیشن‌ها
  • مجهز بودن به جدیدترین ورژن سیستم عامل اندروید به صورت پیشفرض
  • نمایشگر باکیفیت با رزولوشن و تراکم پیکسلی بالا
  • مجهز شدن به قابلیت‌های هویت‌سنجی مدرن مانند اسکنر اثر انگشت زیر صفحه
  • عملکرد فوق‌العاده‌ی دوربین به خصوص هنگام عکاسی از مناظر با لنز واید و زوم اپتیکال قابل اتکا

معایب

  • عدم پشتیبانی از کارت حافظه‌ی میکرو اس دی
  • فوکوس دستی در دوربین سلفی
  • عدم برخورداری از جک 3.5 میلی‌متری هدفون
  • بلندی صدای اسپیکرهای استریو می‌توانست بهتر باشد

جمع بندی

اگر می‌خواهید یک پرچمدار قدرتمند اندرویدی خریداری کنید، قطعا قبل از خواندن این بررسی هم نام میت 20 پرو را داخل لیست خود یادداشت کرده‌ بودید. اما حالا ما می‌خواهیم این اطمینان را به شما بدهیم که این گوشی نه‌تنها بهترین موبایل تولید شده توسط هواوی تا به اینجای کار است، بلکه یکی از بی‌رقیب‌ترین پرچمداران اندرویدی حال حاضر بازار محسوب می‌شود. یک بدنه‌ی کاملا مدرن و ارگونومیک، باعث می‌شود از همان اولین لحظات در دست گرفتن میت بیست پرو، لوکس بودن آن را لمس کنید. کایرین 980 با 6 گیگابایت رم و اندروید 9 نیز مجموعه‌ای از سرعت و امکانات را در اختیارتان می‌گذارند و در انتها نیز فناوری‌های هیجان‌انگیز مانند اسکنر اثر انگشت زیر نمایشگر و شارژ وایرلس دیگر گوشی‌ها، این مجموعه را تکمیل می‌کنند.

در میت 20 پرو همه چیز سریع‌تر، قدرت‌مند و قابل اعتمادتر از قبل شده است و چه شارژ سریع باتری یا اسکنر چهره‌ی سه بعدی برایتان اولویت دارد و چه به سرعت بالای اجرا شدن بازی‌ها و برخورداری از جدیدترین ورژن اندروید اهمیت می‌دهید، این دیوایس پکیج کاملی است که فاکتورهای مد نظر شما را پوشش می‌دهد.


نقد کامل فیلم انیمه Samurai Champloo

نقد کامل فیلم انیمه Samurai Champloo  انیمه Samurai Champloo اثری است که در کمال تعجب خیلی‌ها با آن آشنایی ندارند و به همین خاطر تصمیم گرفته‌ایم تا یادداشتی از آن برای شما آماده کنیم.

 

وقتی که صحبت از کشور ژاپن می‌شود همیشه دو نماد است که به ذهن ما می‌آید، کاتانا و جنگجویانی که کاتانا را حمل می‌کنند. به این مبارزان قدرتمند سامورایی گفته می‌شده است و در روایات و افسانه‌ها همیشه از آن‌ها به عنوان مظهر شجاعت و انسانیت یاد می‌شود. پس زیاد عجیب نیست که مانگاها و انیمه‌های زیادی بر پایه محور این جنگجویان ساخته شود. انیمه Samurai Champloo که بر اساس مانگایی بر همین نام ساخته شده است داستانی را درباره یک رونین (سامورایی بدون ارباب)، یک دزد دریایی فراری و دختری روایت می‌کند که به دنبال سامورایی با بوی گل آفتاب‌گردان می‌گردد.

تیم سازنده انیمه Samurai Champloo تشکیل شده است از افرادی که در ساخت انیمه تحسین شده و مشهور Cowboy Bepop نیز دست داشته‌اند. از لحاظ تاریخ زمانی انیمه در دورانی قرار دارد که تقریبا شاهد سقوط فرهنگ سامورایی و به فراموشی سپرده شدن این افراد هستیم، اما نویسنده توانسته دنیای انیمه را به شکلی هنرمندانه با فرهنگ هیپ‌هاپ ترکیب کند تا شاهد یک فضای تاریخی و غمناک نباشیم، همچنین از طنز انیمه Samurai Champloo نیز نمی‌توان گذشت که در نوع خود به شدت غنی است.

رسانه انیمه نسبت به موزیک و فرهنگ هیپ‌هاپ غریبه نیست و در گذشته نیز شاهد آثاری با این محوریت بوده‌ایم اما هیچ‌کس نتوانسته است به خوبی انیمه Samurai Champloo این ادغام را انجام دهد. از موزیک متن انیمه که پر است از آهنگ‌های بی‌کلام رپ، استایل جنگیدن «موگن» «Mugen» که برپایه رقص هیپ‌هاپ درست شده است، قسمت‌هایی که به فعالیت‌های مرتبط با این موزیک می‌پردازد، طراحی‌های پشت کیمونوها، خلافکارانی که نحوه پوشش مرتبطی به این سبک از موسیقی دارند و خیلی موارد دیگر که می‌توان به آن‌ها اشاره کرد ولی از حوصله این مقاله خارج است. این المان‌های عجیب که در واقع در آن دوره تاریخی وجود نداشته‌اند و رویدادهای درون انیمه که بر اساس اطلاعات واقعی شکل گرفته‌اند باعث شده‌اند که شاهد جهانی غنی باشیم که کمتر نمونه آن در انیمه‌ها دیده شده است.

انیمه Samurai Champloo

هیچ اربابی ارزش خدمت کردن نداره

کلیت داستان ساده‌ترین چیزی است که دیده‌اید. داستان انیمه Samurai Champloo درباره دختری به نام «فو» (Fuu) است که به همراه دو جنگجو به نام‌های «جین» (Jin) و موگن راهی سفری می‌شود. داستان انیمه روایت رسیدن این سه مسافر به مقصدشان و اتفاقاتی است که در بین راه برای آن‌ها می‌افتد. از همان قسمت اول کاملا معلوم است که انیمه Samurai Champloo چگونه تمام خواهد شد، و متاسفانه سازندگان نیز اصلا قصد غافلگیر کردن مخاطب را نداشته‌اند.

روایت داستان تقریبا شباهت زیادی به نحوه روایت داستان انیمه Cowboy Bepop دارد. هر قسمت داستان خود را دارد که به تنهایی جالب است و در همان حین نیز داستان اصلی را ادامه می‌دهد. این شیوه داستان‌گویی بیشتر مناسب انیمه‌ای مانند ساخته قبلی سازندگان انیمه Samurai Champloo است زیرا ما از مقصد نهایی قهرمان داستان خبر نداشتیم و پایان‌بندی نیز بسیار هیجان‌انگیزتر بود. تعداد کمی از قسمت‌های انیمه به اندازه کافی به یادماندنی هستند ولی بیشتر آن‌ها را به راحتی فراموش خواهید کرد؛ این به معنی بد بودن داستان انیمه نیست بلکه این قسمت‌ها آن چنان چیز خاصی ندارند که تا همیشه در یاد شما بمانند.

انیمه Samurai Champloo

ما هر جور که بخوایم زندگی می‌کنیم، اگه داری کار اشتباه را انجام میدی و میگی مجبوری فقط داری برای خودت بهونه میاری

موگن و جین همان دو شخصیت کلیشه‌ای هستند که در هر انیمه دیگری نیز دیده‌اید، جنگجوی بی‌اعصاب و تندخو و سامورایی آرام که همیشه رفتاری نجیبانه دارد. شاید این مدل شخصیت‌ها کمی تکراری به نظر برسند ولی به خوبی در قالب داستان جا گرفته‌اند. هر دو شخصیت مذکر داستان عمق شخصیتی خوبی دارند و داستان به موقع شخصیت هر کدام از آن‌ها را گسترش می‌دهد. اما در نهایت فو کسی است که این گروه را در کنار هم نگه می‌دارد و نمی‌گذارد که اختلافات بین موگن و جین باعث از بین رفتن گروه شود. همچنین در انیمه Samurai Champloo او تنها شخصیتی است که طی داستان تغییر می‌کند و به نوعی به یک بلوغ شخصیتی می‌رسد؛ در حالی که دو شخصیت مذکر داستان تقریبا بدون هیچ تغییر خاصی باقی می‌مانند. یکی از مشکلات داستان نداشتن هیچ شخصیت فرعی خوب است، تقریبا تمامی شخصیت‌های فرعی که در انیمه حضور دارند نمونه مشابهی در دیگر آثار دارند و هیچ‌کدام در حدی خوبی نیستند که بعد از پایان انیمه در یاد شما باقی بمانند.

انیمه Samurai Champloo

فقط به طنز بصری و چهره کارکترها نگاه کنید

وقتی که به تیم سازنده نگاه می‌کنید و می‌بینید که بیشتر افراد حاضر در آن بر روی انیمه Cowboy Bepop کار کرده‌اند انتظار یک پایان به شدت غافلگیرانه را از انیمه Samurai Champloo نیز دارید. اما مسئله این است که نویسنده اصلا علاقه‌ای به ایجاد یک پایان‌بندی خاص و ساختارشکن نداشته است، همان‌طور که از اولین قسمت مشخص است فو به سامورایی که بوی گل آفتاب‌گردان می‌دهد می‌رسد و همه چیز تمام می‌شود. در دو قسمت انتهایی نیز تعدادی شخصیت منفی وارد داستان می‌شوند که به دنبال کشتن سامورایی مذکور هستند اما انیمه اصلا توضیحی نمی‌دهد که چرا امپراطور ژاپن به کشتن یک فرد گم‌شده علاقه دارد. همچنین ناگهان داستان این مسئله را پیش می‌آورد که دولت ژآپن به دنبال کشتن موگن و جین نیز هست و دوباره هیچ توضیحی در این‌باره نمی‌دهد که چرا این دو نفر برای دولت خطرناک هستند. انیمه Samurai Champloo تا قبل از رسیدن به دو قسمت نهایی خود مخاطب را از داستان ناامید نمی‌کند ولی با پایان انیمه ناگهان این حس به شما دست می‌دهد که همین بود؟ اما بی‌انصافی است اگر به مبارزات پایانی انیمه اشاره نکنیم که جذابیت دوچندانی نسبت به دیگر صحنات اکشن انیمه دارند.

انیمه Samurai Champloo

به طراحی خلاقانه و جالب کیمونو دقت کنید

در نهایت باید گفت که دیدن انیمه Samurai Champloo بر هر اتاکو و دوست‌دار انیمه واجب است. شاید انیمه پایان‌بندی جذابی نداشته باشد و اشکالات کوچک دیگری نیز آن را از تبدیل شدن به یک اثر شاهکار متوقف کنند، ولی هنوز هم به قدری نکته مثبت دارد که اصلا این موارد به چشم نیاید. اگر می‌خواهید ببینید فرهنگ سامورایی و موزیک هیپ‌هاپ اگر با یک‌دیگر ترکیب می‌شدند چه نتیجه‌ای حاصل می‌شد پس انیمه Samurai Champloo را تماشا کنید.

نقد و بررسی بازی Fallout 76؛ لکه ننگ

بازی Fallout 76 هفته پیش منتشر شد و نتوانست انتظارات را براورده کنند، با گیم‌شات با بررسی این بازی و دلایل شکست آن همراه باشید.

مطمئنا جنگ تغییر کرده است. سری بازی Fallout که همیشه یکی از عناوین مهم در ژانر نقش‌آفرینی حساب شده است و بیست سال است که از عرضه اولین نسخه آن می‌گذرد؛ سازندگان تصمیم داشتند تا در بازی Fallout 76 در جهت متفاوتی نسبت به نسخه‌های دیگر قدم بردارند و تمرکز خود را بر روی ساخت عنوانی از سری Fallout بگذارند که درباره همکاری کردن با دیگران در یک دنیای بزرگ و پر از فعالیت است. اما مشکل اینجا است که هیچ مکانیکی در بازی Fallout 76 درست گنجانده نشده است، بازی سعی دارد با ایجاد تغییرات گسترده در ساختار نسخه چهارم Fallout عنوانی ارائه بدهد که هم یک بازی مولتی‌پلیر باشد و هم بازی باشد که گیمرها بتوانند به صورت تک‌نفره پیش ببرند. به همین دلیل بازی Fallout 76 بین دو بخش اصلی خود گیر می‌کند و به هر سبکی که بخواهید بازی کنید مطمئنا شاهد نقص‌ها و اشکالات زیادی هستید. شاید این عنوان شبیه عناوین قدیمی خود به نظر برسد اما در واقع فقط یک پوسته توخالی است.

بررسی فنی بازی Fallout 76 برروی کنسول‌های پلی‌استیشن 4 پرو و ایکس‌باکس وان ایکس

همانطور که در گذشته معلوم شده بود بازی Fallout 76 هیچ NPC ندارد. منطق پشت این کار هم این است که ساکنین Vault 76 اولین اشخاصی بودند که وارد دنیای پس از جنگ شدند و وظیفه داشتند تا کشور آمریکا را دوباره بازسازی کنند، اگر هم کسی نجات پیدا کرده بود مطمئنا تا قبل از رسیدن شما مرده است. این مورد باعث شده است تا یکی از بهترین ویژگی‌های بازی Fallout 76 خود را نشان بدهد؛ وارد شدن به خانه‌هایی که در گذشته زندگی در آن‌ها جریان داشته است ولی به خاطر جنگ همه چیز در آن‌ها از بین رفته است به خوبی احساس ناامیدی و نابودی را به شما منتقل می‌کند.

البته نبود هیچ NPC بزرگ‌ترین مشکل بازی Fallout 76 هم هست. بازی تلاش خیلی زیادی می‌کند تا به شما جاهایی را نشان بدهد که زمانی شهرهایی وجود داشته‌اند و مردمی با فرهنگ‌های مختلف در آن‌ها زندگی می‌کرده‌اند که حتی پس از برخورد بمب‌های اتم نیز با تمام تلاش خود به زندگی ادامه داده بودند؛ اما بدون هیچ شخصی که داستان آن‌ها را روایت کند بازی Fallout 76 فقط نمایشگاهی است برای دیدن صحنات غم‌انگیز و که در آن‌ها باید موجودات جهش‌یافته را بکشید. همانطور که حدس زده‌اید هیچ دیالوگی نیز در بازی وجود ندارد و اصلا آن لحظات حساس انتخاب بین دو دیالوگ وجود ندارد، به همین دلیل بازیکن هیچ‌وقت این شانس را ندارد که به صورت احساسی با دنیای بازی ارتباط برقرار کند و جذب آن شود.

اما حذف کردن چنین بخش مهمی از بدنه بازی Fallout 76 قربانی ندارد به جز سیستم ماموریت‌های بازی، وقتی کسی نباشد که به شما ماموریت بدهد باید از طریق برداشتن آیتم‌هایی که تاریخچه‌ای پشت خود دارند، گوش دادن به نوارهای صوتی، خواندن نوشته‌ها و یا پیدا کردن اطلاعات کلیدی درون کامیپوترهای بازی ماموریت خود را دریافت کنید. در نهایت شما ماموریت‌هایی را دریافت خواهید کرد که درباره افرادی است که مدت‌ها پیش مرده‌اند پس تمام کردن یک ماموریت بر روی هیچ شخصیتی تاثیر نخواهد گذاشت و دنیای بازی نیز بدون تغییر می‌ماند. چنین وضعیتی باعث می‌شود که هیچ انگیزه‌ای برای ادامه دادن ماموریت‌های بازی نداشته باشید. البته تکیه بازی Fallout 76 بر روی فایل‌های صوتی مشکل دیگری نیزبا ساختار مولتی‌پلیر بازی ایجاد می‌کند. ممکن است که با تعدادی بازیکن همراه شوید و در سر راه رسیدن به ماموریت تعدادی از دشمنان خود را نیز بکشید ولی ماموریت تنها برای کسی کامل خواهد شد که آن را فعال کرده است و بقیه باید دوباره خود آن را فعال کنند تا ماموریت تکمیل شود.بازی Fallout 76

شاید چنین ایده‌ای بر روی کاغذ جالب به نظر برسد زیرا باعث می‌شود هر بازیکن ماموریت را به تنهایی نیز تجربه کند و از داستان بازی جا نماند ولی گوش دادن به فایل‌های صوتی هنگامی که با دیگران بازی می‌کنید و در حال چت صوتی نیز هستید غیرممکن است. از طرفی مکانیک‌های بازی Fallout 76 وقت‌گیر هستند، در واقع بازی جنگی آنلاین این سری همیشه جزئیات زیادی برای کنترل داشته است که حسابی وقت شما را بگیرد. حالا تصور کنید یک نفر دیگر نیز همراه شما باشد و باید منتظر او نیز بمانید، ماجراجویی به همراه یک نفر دیگر بیشتر یک دردسر است تا شروع شدن یک سفر هیجان‌انگیز همانند چیزی که بازی وعده داده بود.

اگر با گروهی همراه هستید که حاضر است از جزئیات داستانی بازی بگذرد مطمئنا کار راحت‌تری در پیش خواهید داشت، اما در این صورت کامل کردن ماموریت‌ها هیچ حسی ندارد چون‌که نمی‌دانید اصلا برای چه هدفی مشغول این کار هستید. البته اگر مشغول کامل نکردن ماموریت‌ها نباشید مطمئنا بخش‌چندنفره بازی Fallout 76 بهتر پیش خواهد رفت اما از طرف دیگری تمام کردن ماموریت‌ها به تنهایی مشکلات زیادی نیز دارد که مهم‌ترین آن‌ها دسته‌های دشمنان است که همیشه چندین سطح بالاتر از شما قرار دارند.

کشتن دشمنان نیز دیگر همان حس و حال قدیمی را ندارد، مهم‌ترین دلیل آن هم نبود داستان‌پردازی قوی در بازی است. دنیای بازی Fallout 76 پر شده است از دشمنان قدیمی و جدید که به محض دیدن شما به طرفتان حمله می‌کنند ولی وقتی که هیچ داستانی وجود ندارد که درگیری شما را با آن‌ها توجیح کند کشتن آن‌ها بیهوده به نظر می‌رسد. حتی راهزنان معروف این بازی نیز از Fallout 76 حذف شده‌اند. در بازی ماموریت‌های عمومی نیز وجود دارند که بازیکنان را تشویق می‌کند که با یک‌دیگر همکاری کنند که البته در بیشتر مواقع مربوط است به محافظت از یک منطقه. گان‌پلی بازی نسبت به نسخه چهارم تغییر آن‌چنانی نکرده است و هنوز هم جذاب است، البته به قدری خوب نیست که شما را تشویق کند که به مدت بیست دقیقه به موج‌های مختلف دشمنان شلیک کنید و احساس نکنید که در حال انجام کار بیهوده‌ای هستید.بازی Fallout 76

البته نبود سیستم کلاسیک VATS هم باعث شده است که مبارزات بازی دیگر آن حس قبلی خود را نداشته باشد. این سیستم که در گذشته یکی از جنبه‌های تاکتیکال بازی حساب می‌شد در واقع باعث می‌شد که دشمنان به صورت آهسته حرکت کنند و بتوانید ضربات کشنده‌ای به اعضای مختلف آن‌ها وارد کنید. مطمئنا به دلیل آنلاین شدن بازی وجود چنین قابلیتی غیرممکن است و در نهایت تبدیل شده است به یک سیستم نشانه‌گیری خودکار که اگر آن را ارتقا دهید باعث می‌شود که بتوانید به اعضای بدن دشمنان نیز ضرباتی را وارد کنید. مطمئنا بازی Fallout 76 در ارائه دادن این مکانیک کلاسیک و جالب موفق عمل نکرده است. همچنین دیگر خبری از ماموریت‌های متنوع نیست، سیستم کارما که به صورت کلی از بازی حذف شده است و تنها کاری که باید انجام دهید رفتن از یک مکان به یک مکان دیگر است و در این بین نیز چند نفری را خواهید دید که به غیر از حمله کردن به شما کار دیگری انجام نمی‌دهند.

البته بازی تغییراتی مثبت نیز داشته است، به عنوان مثال سیستم مهارت‌های بازی که تغییرات جالبی کرده است. این بار مهارت‌ها به مانند کارت می‌مانند که هر لحظه می‌توانید بر اساس موقعیت از کارت دیگری استفاده کنید که در نوع خود جالب و خاص است. سیستم ساخت و ساز بازی Fallout 76 نیز شباهت زیادی به نسخه چهارم بازی دارد، با کمی پول حتی می‌توانید کمپ خود را جابجا کنید و دوباره جای دیگری آن را بنا کنید، البته باز هم فقدان آن حس مهم بودن ساخت و ساز احساس می‌شود. البته از باگ‌های بازی Fallout 76 نیز نمی‌توان گذشت، درست لحظه‌ای که دارید کمی از بازی لذت می‌برید ناگهان درگیر مشکلاتی می‌شود که منشاء آن یا موتور بازی است و یا اشکالاتی است که از طریق سرورهای بازی به وجود آمده است؛ حتی بعد از آپدیت حجیم بازی که در همان هفته اول عرضه شد وضعیت بازی هیچ بهبودی پیدا نکرده است.بازی Fallout 76

در نهایت باید گفت که بازی Fallout 76 تمام تلاش خود را می‌کند تا مکانیک‌های جدیدی به بازی معرفی کند اما بیشتر آن‌ها فقط باعث ایجاد اشکالات بیشتر درون بازی می‌شود. گان‌پلی هنوز هم به مانند یک بازی شوتر جذاب نیست و نمی‌تواند به تنهایی بازی را جذاب کند. البته اگر به تنهایی بازی کنید محیط بازی چیزهای زیادی برای دیدن دارد اما نبود داستان قوی در بازی Fallout 76 احساس می‌شود.


بررسی کامل تفاوت بین نمایشگر لمسی مقاومتی و خازنی

بررسی کامل تفاوت بین نمایشگر لمسی مقاومتی و خازنی امروزه نمایشگر لمسی مقاومتی و یا خازنی در هر جایی و بر روی هر گجتی دیده می‌شوند. اما فرق صفحه نمایش لمسی خازنی با مقاومتی چیست و اکنون کدام یک پرکاربردتر است؟

 

در زمان خرید یک گجت مجهز به صفحه نمایش لمسی، کمتر کاربر به خازنی یا مقاومتی بودن آن توجه کرده و حتی در لیست مشخصات فنی دستگاه نیز این موضوع اغلب ذکر نمی‌شود. این در حالی است هم نمایشگر لمسی خازنی و هم مقاومتی به صورت گسترده در صنعت لوازم الکترونیکی کاربرد دارند.

با کمی دقت خواهید توانست به تفاوت نمایشگر لمسی خازنی و مقاومتی پی ببرید. صفحه نمایش لمسی از نوع خازنی به کار رفته در تبلت‌ ها و گوشی های هوشمند گران قیمت، به لمس حساسیت بالایی داشته و با کوچک‌ترین اشاره‌ای به فرمان کاربر بازخورد نشان می‌دهد. این در حالی است حین کار با یک صفحه نمایش لمسی مقاومتی می‌بایست فشار بیشتری اعمال کرد و یا از یک قلم بهره برد. دلیل واکنش متفاوت این دو نوع صفحه نمایش نسبت به دستورات لمسی، به تکنولوژی به کار رفته درونشان مربوط می‌شود.

نمایشگر لمسی

نحوه کار نمایشگر لمسی مقاومتی

در صنعت لوازم الکترونیکی، از بین دو نوع صفحه نمایش لمسی موجود، نمایشگرهای مقاومتی متداول‌ترین محسوب می‌شوند. دلیل این امر ارزان‌تر بودن فرآیند ساخت آن‌ها و همچنین راحتی استفاده در محیط‌های مختلف است. تکنولوژی ساخت آن مبتنی بر مقاومت به فشار بوده و فشار بر روی خود صفحه نمایش اعمال می‌شود.

این نوع از صفحه نمایش لمسی از دو لایه بسیار نازک که توسط فاصله‌ای کم از یکدیگر جدا شده‌اند، ساخته می‌شود. لایه بالایی ماده‌ای از جنس پلی کربنات است، در حالی که لایه پایینی از یک نوع ماده سخت و محکم درست می‌شود. سازندگان معمولا از غشای PET به همراه شیشه در این لایه استفاده می‌کنند.

نمایشگر لمسی مقاومتی

بر روی لایه بالایی و پایینی نوعی ماده هادی (رسانا) قرار داده شده و دو سوی آن‌ها به سمت هم قرار می‌گیرد. در نهایت جداکننده‌هایی در فضایی خالی نازک بین دو لایه قرار می‌گیرند تا از لمس شدن آن‌ها حین عدم استفاده از صفحه نمایش جلوگیری شود. در ادامه، موارد مشخص شده در عکس بالا را به طور مختصر معرفی می‌کنیم:

  • 1: لایه بالایی، ساخته شده از پلی کربنات انعطاف‌پذیر
  • 2 و 3: لایه‌های نازک، هادی و ساخته شده از اکسید قلع ایندیم
  • 4: نقطه‌های جداکننده‌ی لایه‌های هادی
  • 5: لایه پایینی، ساخته شده از ماده‌ای سخت همچون شیشه
  • 6: سنسورهای تشخیص‌دهنده تغییر ولتاژ در زمان لمس شدن لایه‌های هادی

وقتی انگشت خود و یا یک قلم را بر روی نمایشگر لمسی مقاومتی فشار می‌دهید، به وسیله افزایش ولتاژ، در میزان مقاومت آن تغییر ایجاد می‌شود. سپس لایه سنسور این تغییر را تشخیص داده و پردازنده دستگاه (گوشی، تبلت یا هر گجتی دیگر)، مختصات آن تغییر را محاسبه می‌کند.

سه نوع نمایشگر لمسی مقاومتی

تکنولوژی به کار رفته در این نوع صفحه نمایش‌های لمسی مبتنی بر الکترودها است که یک لایه ولتاژ یکسان در سرتاسر ناحیه دارای هادی ایجاد می‌کنند. بسته به لایه‌های به کار رفته در نمایشگر، میزان حساسیت نسبت به لمس و همچنین مقاومت آن متفاوت خواهد بود.

4 سیم آنالوگ

در ساختار چهار سیم آنالوگ، هر دو لایه بالایی و پایینی دارای دو الکترود با نام “Bushbars” هستند. این الکترودها به حالت عمودی نسبت به یکدیگر قرار گرفته‌اند.

نمایشگر لمسی مقاومتی

الکترودهای روی صفحه بالایی، مثبت و منفی محور Y هستند، در حالی که الکترودهای صفحه پایینی با مثبت و منفی محور X مشخص شده‌اند. با استفاده از این نوع پیاده‌سازی مختصات الکتریکی، دستگاه موبایل قادر است محلی که دو لایه به یکدیگر برخورد کرده‌اند را مشخص کند.

5 سیم آنالوگ

در این ساختار چهار الکترود وجود داشته و هر کدام در گوشه‌ای از لایه پایینی قرار گرفته است. با استفاده از چهار سیم، این الکترودها به یکدیگر متصل شده‌اند. پنجمین مورد سیم حسگر نام داشته و در لایه بالایی جاسازی شده است.

نمایشگر لمسی مقاومتی

در زمان لمس نمایشگر، سیم حسگر، ولتاژ را به منظور تعیین شدن مختصات برای پردازنده دستگاه ارسال می‌کند. با وجود استفاده از اجزای کمتر و بهره بردن از طراحی ساده‌تر، ساختار 5 سیم آنالوگ نمایشگر لمسی مقاومتی پایداری و دوام بیشتر در مقایسه با دیگر طراحی‌ها دارد.

8 سیم آنالوگ

در نوعی دیگر از طراحی نمایشگر لمسی مقاومتی که بیشترین میزان حساسیت به لمس را دارد، از هشت سیم آنالوگ استفاده می‌شود. نحوه لایه‌‌بندی آن شبیه به 4 سیم آنالوگ است، اما هر نوار الکترود از دو سیم متشکل می‌شود. وجود افزونگی یکی از مشکلات این نحوه پیاده‌سازی است.

نمایشگر لمسی خازنی

اما همین افزونگی در ساختار، میزان دوام را افزایش داده است، چرا که در صورت از بین رفتن مقاومت یکی از سیم‌ها به مرور زمان، دیگری سیگنال‌های لازم را به پردازنده دستگاه ارسال می‌کند.

معایب نمایشگر لمسی مقاومتی

در این نوع نمایشگرها، قرار است بسته به نوع پیاده‌سازی، محل لمس یک نقطه مشخص تشخیص داده شود، به همین دلیل در نخستین نسل‌ها، امکان صدور فرمان‌های چند لمسی همچون بزرگنمایی یک عکس از طریق کشیدن دو طرف آن وجود نداشت.

نمایشگر لمسی مقاومتی

با این حال گوشی‌سازان در نسل‌های جدیدتر نمایشگر لمسی مقاومتی با استفاده از الگوریتم‌ها و ترفندهای مختلف، امکان لمس دو منطقه مختلف صفحه نمایش به صورت همزمان را فراهم کردند، اما همچنان امکان صدور فرمان‌های چند لمسی وجود نداشته و حداکثر نقاط قابل لمس به صورت همزمان دو مورد هستند. در ادامه به برخی دیگر از محدودیت‌های نمایشگر لمسی مقاومتی اشاره می‌کنیم:

  • حساسیت کمتر نسبت به لمس آرام
  • عدم امکان کار با آن در برخی مواقع استفاده از دستکش
  • کاهش شفافیت نمایشگر به خاطر استفاده از لایه‌ بالایی ضخیم در برخی پیاده‌سازی‌ها
  • استعداد بیشتر مواد به کار رفته در نمایشگر لمسی مقاومتی به انواع آسیب مخصوصا خط و خش

نمایشگر لمسی مقاومتی

در بیشتر مواقع، تعمیر نمایشگر لمسی مقاومتی بسیار دشوار بوده و یا اصلا امکان‌پذیر نیست. در گوشی های هوشمند امروزی بیشتر شاهد استفاده از صفحه نمایش‌ خازنی هستیم.

نحوه کار نمایشگر لمسی خازنی

صفحه نمایش خازنی تقریبا ده سال پیش از اولین نمونه نمایشگر لمسی مقاومتی ساخته شده بود، اما امروز دقت و سرعت به مراتب بیشتری در پاسخ‌دهی به دستورات لمسی داشته و با کوچکترین اشاره، فرمان کاربر را دریافت می‌کند. اما نحوه کار این نوع صفحه نمایش لمسی چگونه است؟

برخلاف نمایشگر لمسی مقاومتی که بر اساس فشار مکانیکی وارد شده توسط انگشت و یا قلم کار می‌کند، فرآیند کار این نوع نمایشگر مبتنی بر یک ویژگی ذاتی انسان است؛ بدن انسان به طور طبیعی خود یک هادی (رسانا) محسوب می‌شود!

نمایشگر لمسی خازنی از ماده‌ای هادی و شفاف ساخته شده و توسط ماده‌ای شیشه‌ای احاطه می‌شود. این ماده شیشه‌ای همان قسمتی است که ما حین کار با دستگاه آن را لمس می‌کنیم. این نوع صفحه نمایش نیز پیاده‌سازی‌های متفاوتی دارد.

نمایشگر لمسی مقاومتی

خازنی سطح

در این روش، چهار الکترود وجود داشته و هر کدام در گوشه‌ای از نمایشگر لمسی واقع شده است. آن‌ها سطح ولتاژ را در سرتاسر لایه هادی حفظ می‌کنند. وقتی انگشت شما، که خود رسانا است، هر قسمتی از نمایشگر را لمس می‌کند، شار جریان بین این چهار الکترود و همچنین انگشتتان برقرار خواهد شد. سنسورهای قرار داده شده زیر نمایشگر، تغییر در ولتاژ و همچنین محل بروز تغییر را تشخیص می‌دهند.

خازنی PCAP

در دستگاه‌های دارای این نوع نمایشگر لمسی خازنی، الکترودهای شفاف در کنار شیشه محافظ، درون ساختاری ماتریسی قرار می‌گیرند. یک خط از الکترودها (عمودی)، یک سطح ثابت جریان را در زمان عدم استفاده از صفحه نمایش نگه می‌دارد. خطی دیگر (افقی)، زمانی که انگشت کاربر نمایشگر را لمس کرده و شار جریان در آن ناحیه برقرار می‌شود، فعال‌سازی خواهد شد.

نمایشگر لمسی خازنی

ساختار ماتریسی، در جایی که دو خط الکترود با یکدیگر تقاطع دارند، یک میدان الکتروستاتیکى ایجاد می‌کند. نتیجه این نوع پیاده‌سازی، حاصل شدن نمایشگری با حساسیت بسیار بالا نسبت به لمس است. در گوشی های هوشمندی که حتی پیش از برقراری ارتباط فیزیکی بین انگشت و نمایشگر، وجود آن در اطراف صفحه نمایش حس می‌شود، این ساختار پیاده‌سازی شده است. حین استفاده از نمایشگر لمسی این چنینی، وجود دستکشی نازک در دست مشکل‌ساز نخواهد شد.

نمایشگر لمسی مقاومتی در برابر خازنی

مزایای نمایشگر لمسی مقاومتی موارد زیر هستند:

  • هزینه ساخت پایین
  • رزولوشن سنسور بیشتر (لمس دکمه‌های ریز روی نمایشگر راحت‌تر است)
  • کاهش احتمال لمس تصادفی نمایشگر
  • تشخیص لمس هر نوع شی و امکان استفاده از هر چیزی به عنوان قلم نمایشگر
  • مقاومت بالا در برابر آب و گرما

به عنوان برخی از مزیت‌های نمایشگرهای لمسی خازنی می‌توان موارد زیر را نام برد:

  • دوام بیشتر
  • نمایش تصاویر شارپ‌تر با کنتراست بهتر
  • امکان صدور فرمان‌های چند لمسی
  • بالا بودن قابلیت اطمینان (حتی در زمان ترک خوردن نمایشگر نیز امکان استفاده از آن وجود دارد)
  • حساسیت بالا نسبت به کوچک‌ترین لمس

گوشی های هوشمند مجهز به نمایشگرهای لمسی قدیمی‌تر همانند نوکیا 5800، به نمایشگر لمسی مقاومتی مجهز بودند. اگر تجربه استفاده از این نوع صفحه نمایش را داشته‌اید، برتری نمایشگر لمسی مقاومتی به خازنی و یا بالعکس از نظر خود را در بخش نظردهی با دیگر کاربران به اشتراک بگذارید.

جوخه مستقلین؛ نقد و بررسی بازی Project Warlock

در این قسمت از جوخه مستقلین به سراغ بازی Project Warlock رفته‌ایم و قصد داریم یک عنوان مستقل خوب دیگر را به شما معرفی کنیم.

 

دقیقا مطمئن نیستم که وقتی جان کارمک در حال کار بر روی اولین نسخه از سری بازی Doom بود چه فکری در ذهن خود داشت؛ شاید هیچ‌وقت به ذهنش خطور نکرده بود که در حال کار بر روی بازی است که تا سال‌ها بعد از عرضه خود هنوز استانداردهای این سبک را تعیین خواهد کرد. هیچ‌کس نمی‌تواند منکر شود که ژآنر شوتراول‌شخص و یا FPS در حال حاضر یکی از محبوب‌ترین سبک‌های موجود در صنعت گیمینگ است. حالا پس از گذشت سال‌ها و تغییراتی که در این ژانر ایجاد شده است مطمئنا خیلی از افراد دلتنگ همان فضای کلاسیک Doom می‌شوند، یک بازی شوتر سرراست که نه داستانی داشت و نه پیش‌زمینه‌ای به بازیکن می‌داد. در واقع به عقیده خود جان کارمک مهم‌ترین عنصر یک بازی گیم‌پلی آن است و به همین خاطر است که در عنوان ساخته او و عناوین مشابه آن می‌بینیم که همه چیز فدای گیمپلی شده است تا گیمر به نهایت هیجان برسد. بازی مستقل Project Warlock مدتی پیش منتشر شد دقیقا همان چیزی است که گیمرهای قدیمی به دنبال آن هستند. گرافیک بازی پیکسلی است، یک خط داستان در آن وجود ندارد و فقط و فقط شما هستید و تفنگتان و موج شیاطین که باید سلاخی کنید.

همانطور که بالاتر گفته شد در بازی Project Warlock هیچ داستانی وجود ندارد و قط یک چیز مشخص است؛ شما در نقش یک Warlock بدون اسم قرار دارید و باید بازی فکری آنلاین دنیا را از شر شیاطین و اربابان خبیث آن‌ها نجات دهید. در بازی به پنج دنیای مختلف سفر خواهید کرد که تنوع خوبی نیز دارند، از سرزمین و قلعه‌های قرون وسطایی گرفته تا سرزمین‌های بایر یخ‌زده و شهرهای پیشرفته آینده در بازی موجود هستند، در تمامی مراحل بازی باید دشمنان موجود در این دنیاها را بکشید تا در نهایت به مرکز تمام شیاطین در جهنم برسید. هر کدام از این دنیاها پنج مرحله اصلی دارد که آخر هر کدام در نهایت به یک غولآخر ختم می‌شود. هر کدام از این پنج مرحله نیز به مراحل کوچک‌ دیگری تقسیم شده‌اند که اتمام هر کدام از آن‌ها در نهایت هشت دقیقه طول خواهد کشید.

مراحل بازی به دلیل نبود چکپوینت تکه تکه طراحی شده‌اند که خب واقعا منطقی است. بازی تنها در صورتی کامل ذخیره می‌شود که یک مرحله اصلی را به طور کامل به اتمام برسانید و در صورت مردن در میان یکی از مراحل کوچک‌تر باید از اولین مرحله دوباره کار خود را شروه کنید، البته اگر بر روی درجه سختی آسان بازی کنید بازی به جای برگرداندن شما به اولین مرحله شما را از ابتدای مرحله‌ای که در آن مرده‌اید زنده می‌کند. بازی خیلی سریع به شما نشان می‌دهد که اصلا شوخی ندارد و به مانند عناوین قدیمی شما را به چالش می‌کشد.

اصلا شما این تبر رو ببین دیگه بقیش رو من نمیگم

بازی Project Warlock برای این‌که کمی راه خود را از دیگر عناوین شوتر جدا کند علاوه بر لیست کاملی از سلاح‌های کشنده تعدادی جادو نیز در بازی گنجانده است ولی مسئله این است که هیچ کاربردی ندارند. تا وقتی که شما به این همه تفنگ دسترسی دارید واقعا چه نیازی است که تعدادی جادو نیز در بازی گنجانده شود که تقریبا تمامی آن‌ها بی‌مصرف هستند؟ حتی یکی از باگ‌های بازی جلوی استفاده از جادوها را می‌گیرد، حتی خود بازی Project Warlock نیز می‌داند این مکانیک چقدر بی‌مصرف بوده است.

اما گان‌پلی جایی است که بازی Project Warlock واقعا در آن می‌درخشد. کافی است یک شاتگان را در دست بگیرید و مشغول مبارزه شوید تمام اسلحه‌های بازی آن حس قدرت و توقف‌ناپذیر بودن را به شما القا می‌کنند. صداگذاری این اسلحه‌ها نیز در سطح بسیار خوبی قرار دارد و علاوه بر این‌که صدای هر اسلحه با دیگری تفاوت دارد آن حس نوستالژی شوترهای قدیمی را نیز درون خود دارند. اما یکی از مشکلات بازی Project Warlock نداشتن یک لول‌دیزاین خوب است، در مراحل ابتدایی همه چیز خوب است و دشمنان جای‌گیری خوبی دارند اما در اواسط بازی ممکن است وارد یک اتاق شوید و ناگهان توسط چهار دشمن قدرتمند بازی محاصره شوید بدون این‌که جای مانوری داشته باشید. سخت بودن بازی یک چیز است اما این‌که این سختی منطقی باشد یک چیز دیگر است. این مشکل درباره غولآخرهای بازی نیز وجود دارد. در تمام طول مبارزه با آن‌ها بازی دشمنان دیگر را هم وارد میدان نبرد می‌کند و کار را برای شما سخت‌تر می‌کند.

بازی Project Warlock

آشنا نیست این صحنه؟

اما بزرگ‌ترین نقطه قوت بازی جلوه‌های بصری آن است که هر چه بیشتر شما را به یاد عناوین قدیمی می‌اندازد. البته بازی Project Warlock از تعدادی افکت‌های نورپردازی مدرن نیز استفاده می‌کند تا شاهد یک اثر متفاوت باشیم. بازی حتی گزینه‌هایی دارد که با فعال کردن آن‌ها گرافیک بازی شبیه به کیفیت تصویر تلویزیون‌های لامپ‌تصویر می‌شود، همه چیز در اختیار حس نوستالژی است. اما متاسفانه با طراحی تاریک محیط‌ها باعث شده‌اند که نشود از مراحل بازی لذت کامل را برد. به شخصه تا آخرین دقایق بازی کردن داشتم با نوار تنظیم نور بازی کلانجار می‌رفتم تا شاید بتوانم به یک حد از تعادل برسم اما همیشه یا محیط‌های زیادی بازی زیادی روشن بودند و یا بیش از حد تاریک بودند.

بازی Project Warlock

باور کنید کیفیت تصویر خوبه فقط محیط زیادی تاریکه

در نهایت باید گفت که بازی Project Warlock را نمی‌توان به همه پیشنهاد کرد. اگر طرفدار عناوین شوتر جدید هستید و به صورت کلی شوترهای کلاسیک را تجربه نکرده‌اید مطمئنا از بازی خوشتان نخواهد آمد. این عنوان سخت و چالش‌برانگیز کاملا برای کسانی طراحی شده است که دوست دارند به دوران قدیم عناوین شوتر برگردند، البته باید با مشکلات بازی نیز دست و پنجه نرم کنید ولی مطمئن باشید که پشیمان نخواهید شد


بررسی آنر 7 ایکس جدید قسمت 2

بررسی آنر 7 ایکس جدید قسمت 2

ثبت تصاویر با جزئیات بالا و رنگ‌هایی نزدیک به واقعیت

دوربین اصلی و 16 مگاپیکسلی آنر 7 ایکس که وظیفه‌ی ثبت‌ تصاویر را برعهده دارد، به لنز 26 میلی‌متری با گشودگی f/2.2 مجهز شده است. هواوی از فوکوس خودکار با تشخیص فاز در دوربین جلو استفاده کرده است و دوربین سلفی قادر به فوکوس خودکار نیست. بر خلاف میت 10 لایت، دوربین سلفی آنر 7 ایکس دوگانه نیست و هواوی از یک دوربین تکی 8 مگاپیکسلی با f/2.0 در آن بهره برده است. رابط کاربری دوربین همان چیزی است که در دوربین میت 10 لایت شاهد آن بودیم. برای دسترسی به حالت‌های عکاسی، کافی است یک بار به سمت راست سوایپ کنید و تنظیمات هر حالت با سوایپ به سمت چپ در اختیار شما خواهد بود. همانند دیگر گوشی‌های اخیر هواوی، حالت‌های مختلفی مانند عکاسی پاناروما، حالت اچ‌دی‌آر، عکاسی پرو، Light Painting و حالت استاندارد عکاسی با سوایپ به سمت راست در دسترس هستند. امکان‌ فعال‌سازی HDR در صفحه‌‌ی اصلی نرم‌افزار دوربین وجود ندارد و کاربر باید با سوایپ به سمت راست آن را در بین حالت‌های عکاسی بیابد.

حالت‌ پرتره دوربین در هر دو دوربین پشت و جلو در دسترس است؛ اما حالت دیافراگم واید برای تغییر محل فوکوس پس از ثبت عکس تنها در دوربین پشتی دستگاه ارائه می‌شود. در عکس‌برداری حرفه‌ای امکان کنترل پارامترهایی نظیر ایزو، سرعت شاتر، اکسپوژر، نوع فوکوس و وایت‌بالانس وجود دارد. در فیلم‌برداری حرفه‌ای امکان تنظیم نوع فوکوس، اکسپوژر و وایت‌بالانس در اختیار کاربر است. حالت «Wide Aperture» برای شبیه‌سازی تغییر دیافراگم بین f/0.95 تا f/16، تنها در دوربین اصلی در دسترس کاربر قرار گرفته است.

آنر 7 ایکس / Honor 7X

ادامه مطلب...

نقد و بررسی آنر 7 ایکس جدید قسمت 1

نقد و بررسی آنر 7 ایکس جدید

آنر 7 ایکس، محصولی میان‌رده با بدنه‌ی فلزی خوش‌ساخت، دوربین دوگانه و نمایشگری با حاشیه‌ی باریک و نسبت تصویر 18:9 است.

وقتی سخن از گوشی‌های اقتصادی و ارزان به میان می‌آید، ناخودآگاه برندهای چینی در ذهن تداعی می‌شوند. شاید بسیاری از کاربران هنوز هم خاطرات بد خود از گوشی‌های چینی در سال‌های قبل از شکوفایی سازندگانشان را فراموش نکرده باشند؛ اما حقیقت این روزهای دنیای موبایل با تصورات این افراد فاصله‌ی بسیاری دارد. چین به‌عنوان یکی از بزرگ‌ترین بازارهای دنیا سکوی پرتابی برای سازندگان گوشی در این کشور بود؛ به‌طوری که این سکو راه را برای حضور در بازارهای بزرگ دیگر جهان هموار کرد.

برند آنر به‌عنوان زیرمجموعه‌ی هواوی و  با وجود قدمت نه‌چندان زیاد، به یکی از موفق‌ترین برندهای گوشی هوشمند در بازار تبدیل شده است. قیمت مناسب، طراحی جوان‌پسند و سخت‌افزار قوی اصلی‌ترین ویژگی‌هایی مجذوب‌کننده‌ برای خرید محصولات آنر محسوب می‌شوند. آنر 7 ایکس در واپسین روزهای سال 2017 به‌عنوان جانشین گوشی موفق آنر 66 ایکس وارد بازار شد. یافتن تشابه این گوشی با دیگر میان‌رده‌های انتهای سال هواوی چندان دشوار نیست؛ چینی‌ها باز هم پردازنده‌ی نام‌آشنای کرین 6599، دوربین دوگانه و نمایشگر کشیده‌ی 18 به 9 را برای میان‌رده‌ی خود برگزیده‌اند.

آنر 7 ایکس / Honor 7X

نقد و بررسی پژو 208 فرانسه همه ی فناوری و بازی جراحی صنعت

نقد و بررسی پژو 208 فرانسه همه ی فناوری و بازی جراحی صنعت

پژو 208 هاچبک جذابی است که در آینده توسط شرکت مشترک ایران‌خودرو و پژو (ایکاپ) در ایران تولید و عرضه خواهد شد.

پژو 208 خودرویی در کلاس مینی محسوب می‌شود که در سال 2012 و در نمایشگاه خودروی ژنو، توسط پژو رونمایی شد. این هاچبک در دو نسخه‌ی 3 درب و 55 درب تولید می‌شود و از پیشرانه‌های متعدد بنزینی و دیزلی برخوردار است. این خودرو با نام کد A9 توسط پژو توسعه یافته است و از پلتفرم PF1 گروه خودروسازی PSA استفاده می‌کند که به‌طور میانگین 110 کیلوگرم سبک‌تر از پلتفرم پژو 207 است و در مقایسه با نسل قبل خود، فضای بیشتری به سرنشینان ارائه می‌کند.

پژو 208 / peugeot 208

پژو 208 در اروپا یک خودروی هاچبک کوچک شهری یا سوپرمینی محسوب می‌شود که در سگمنت B قرار دارد. اولین سری این خودرو، در سال 2011 و به‌صورت نسخه‌ی 3 درب در کشور اسلواکی تولید شد. یک سال بعد، پژو نسخه‌ی 5 درب 208 را در نمایشگاه خودروی ژنو رونمایی کرد و فروش سراسری این خودرو آغاز شد.

پژو تمام تلاش خود را در توسعه‌ی 208 به کار گرفته است تا بتواند هاچبک خود را به محبوبیت و آمار فروش مشابهی با 206 برساند.

ادامه مطلب...

پیش بینی سیستم کامپیوتری، آلمان را قهرمان یورو 2016 می داند

پیش بینی سیستم کامپیوتری، آلمان را قهرمان یورو 2016 می داند

 

پیش بینی سیستم مبتنی بر داده کاوی، آلمان را قهرمان یورو 2016 می داند

همچون ادوار گذشته، بازار پیش‌بینی برای تعیین قهرمان یورو 2016 نیز گرم است، حال آنکه در سال‌های اخیر دنیای فناوری نیز به عنوان یکی از پیش‌بینی کنندگان قدر وارد کارزار شده است. تیمی از متخصصان که قهرمان جام جهانی 2014 و یورو 2012 را صحیح پیش‌بینی کرده بودند، حال با تکیه بر داده کاوی، مانشافت را آقای بعدی فوتبال اروپا می‌خوانند. بازومیت همراه باشید.

آغاز تابستان سال 2016 میلادی را باید به بهترین روزهای فوتبال دوستان تشبیه کرد، چراکه علاوه بر آغاز کوپا آمریکا، قاره سبز نیز شاهد رویارویی تیم‌های ملی برگزیده‌ی اروپا در مرحله‌ی نهایی جام ملت‌های اروپا است.

پس از برگزاری جام جهانی 2014 برزیل نوبت به رویداد جهانی دیگری رسیده تا توجه دوستداران این رشته‌ی محبوب را برای باردیگر به مستطیل سبز جلب کند. همانطور که می‌دانید این روزها یورو 2016 پس از پایان مرحله‌ی گروهی، با آغاز مرحله‌ی یک هشتم نهایی و بازی‌های حذفی ادامه یافته و این رقابت‌ها گرم‌تر از پیش دنبال خواهند شد. در این بین همچون هر رویداد ورزشی دیگری البته با حساسیت کمتر در قیاس با فوتبال، بازار پیش بینی‌ها در مورد قهرمان دوره‌ی کنونی نیز بسیار داغ است. البته پرواضح است که نبود ستارگان سال‌های نه چندان دور و نزدیک شدن تیم‌های ضعیف‌تر به کشور‌های صاحب سبک باعث شده تا پیش‌بینی‌ها بسیار سخت‌تر از گذشته باشد، اما چالش‌های این چنینی در برابر دانش بشر به منظور پیشرفت بیشتر، بسیار جالب است. به واقع این روزها یکی از پاسخ‌های بی جوابی که بسیاری در پی دیدن بازی‌های بیشتر برای پاسخ به آن هستند، انتخاب تیمی به عنوان قهرمان دوره‌ی کنونی است.

این سوال باعث شده تا دانشمندان و محققان در حوزه‌ی فناوری نیز  دست به کار شده و با کمک روش‌ها و فناوری‌های موجود برای پیش‌بینی بازی‌ها، هوش مصنوعی را نیز وارد دنیای ورزش کرده و در پی پاسخ‌ سوالی باشند که در بالا به آن اشاره کردیم.

با توجه به اینکه فوتبال محبوبیت بالایی در کشورهای مختلف دارد، داده‌‌های مربوط به این رشته‌ی ورزشی در کنار داده‌های هر یک از بازیکنان به وفور قابل دستیابی است، از این‌رو سیستم‌های مبتنی بر داده‌کاوی نیز به راحتی می‌توانند بهترین نتیجه‌ی ممکن را به دست بیاورند. این سیستم‌ها قادرند علاوه بر پاسخ به سوالی نظیر اینکه چه کسی می‌تواند برنده‌ی یک بازی شود، پاسخ سوال اصلی و پراهمیت‌تر را نیز بدهد که همان پیش بینی قهرمان رقابت‌ها است.

 

 

آندریاس گرول و گانتر شوابرگر از دانشگاه لودویک ماکسیمیلیان در کنار توماس نایب از دانشگاه جورج آگوست با استفاده از سیستم داده‌کاوی بار دیگر قهرمان آینده‌ی رقابت‌های یورو 2016 را پیش‌بینی کرده‌‌‌اند. سیستم داده‌کاوی توسعه یافته توسط این دانشمندان در سال‌های گذشته نیز موفق شده بود تا قهرمان یورو 2012 و جام جهانی 2014 را به درستی پیش بینی کنند.

این دانشمندان با استفاده از داده‌هایی که در Gamlls R-Package در دسترس است، مدلی را برای پیش‌بینی احتمالات برد، تساوی و باخت در تمام بازی‌های یورو 2016 ایجاد کرده‌‌اند. دقت سیستم توسعه یافته به اندازه‌ی بالا است که تعداد گل‌های رد و بدل شده در هر بازی نیز در بصورت دقیق استخراج شده است. در مدل طراحی شده نه تنها قدرت هر یک از تیم‌ها بصورت جداگانه برای سنجش میزان موفقیت آن در نظر گرفته شده، بلکه موقعیت گروه‌ها و سایر تیم‌ها نیز در روند پیروزی هر یک از تیم‌ها تاثیر گذار است.

 

 

همانطور که در جدول بالا نیز مقایسه می‌کنید، نتایج پیش‌بینی سیستم داده‌کاوی این دانشمندان نشان از این دارد که مانشافت برای چهارمین بار جام قهرمانی را بالای سر برده و بار دیگر قدرت فوتبال خود را همچون سال‌های گذشته به رخ خواهد کشید.

به نظر شما کدام تیم قهرمان یورو 2016 خواهد بود؟


علمی: زمین نیاز چه مقدار جمعیت را برآورده میکند؟

علمی: زمین نیاز چه مقدار جمعیت را برآورده می‌کند؟

 

زمین نیاز چه مقدار جمعیت را برآورده می‌کند؟

بر‌خلاف این که منابع و ذخایر موجود روی زمین بی‌نهایت به نظر می‌رسند روزی به پایان خواهند رسید. با افزایش جمعیت، استفاده از این منابع بیشتر شده و ذخیره‌ی آن‌ها سریع‌تر رو به اتمام می‌رود. سوالی که ممکن است بارها در ذهن ایجاد شود این است که زمین، نیاز چه میزان جمعیت را می‌تواند برآورده کند؟ در ادامه با زومیت همراه باشید.

20 گوشی موبایل پرفروش تاریخ جدید

20 گوشی موبایل پرفروش تاریخ جدید

2:00
20 گوشی موبایل پرفروش تاریخ

سالانه تعداد زیادی گوشی موبایل از سوی کمپانی‌های مختلف روانه بازار می‌شود. برخی از این گوشی‌ها فروش بسیاری خوبی را تجربه می‌کنند و برخی دیگر با شکست روبرو می‌شوند. در ادامه با زومیت همراه باشید تا 20 گوشی پر فروش تمام تاریخ را به شما معرفی کنیم.

کمپانی‌های تولید کننده انواع گوشی‌های هوشمند از برندهای مشهور گرفته تا شرکت‌های گمنام چینی، تلاش می‌کنند با تولید محصولات متنوع در محدوده‌های قیمتی مختلف، کاربران بیشتری را به سمت خود جلب کنند. حال برخی از مدل‌ها با استقبال بسیار خوبی روبرو می‌شوند و بعضی از مدل‌های دیگر شکست می‌خورند.

شاید نتوان به طور دقیق مشخص کرد تا کنون چند مدل گوشی‌ موبایل معرفی یا وارد بازار شده است. اما قصد داریم در این مطلب 20 گوشی پرفروش تمام تاریخ را به شما معرفی کنیم که می‌تواند در نوع خود جذاب باشد.

20- گلکسی اس 3 سامسونگ

گلکسی اس 3 سامسونگ توانسته جایگاه بیستم را به خود اختصاص دهد. این گوشی جذاب که در سال 2012 با اندروید 4.0.4 بستنی حصیری معرفی شد، طرفداران زیادی دارد و توانست لقب اولین گوشی هوشمند سامسونگ را به خود اختصاص دهد که با فروش آن سهم بیشتری از بازار در اختیار غول کره‌ای قرار گرفت. تا امروز بیش از 60 میلیون دستگاه گلکسی اس 3 به فروش رفته و هنوز برخی از کاربران تمایل به خرید این گوشی دارند.

19- Motorola StarTAC

شاید تا کنون گوشی StarTAC را ندیده باشید. این مدل موتورولا قدیمی‌ترین محصول فهرست امروز ماست که در سال 1996 وارد بازار شده و یکی از اولین گوشی‌های موبایلی است که به صورت گسترده مورد استفاده قرار گرفت. این گوشی بیش از 60 میلیون دستگاه فروش داشته است.

18- آیفون 4 اس اپل

iphone 4s

آیفون 4 اس اپل یکی از جذاب‌ترین آیفون‌های اپل است که سال 2011 میلادی روانه بازار شد. این گوشی اولین آیفون اپل بود که از دستیار صوتی سیری پشتیبانی می‌کرد و تا امروز بیش از 60 میلیون نسخه از آن فروخته شده است.

17- نوکیا 5130

بی‌تردید نوکیا می‌تواند بیشترین گزینه‌ها را در این لیست امروز ما داشته باشد. زمانی دوران اوج این کمپانی فنلاندی را شاهد بودیم که گوشی‌های زیادی از این برند در دستان مردم بود. نوکیا 5130 با رکورد فروش بیش از 65 میلیون دستگاه، رتبه‌ی هفدهم را به خود اختصاص داده است. این گوشی سال 2007 میلادی به عنوان یک محصول موسیقی محور عرضه شد که به یک دوربین 2 مگاپیکسلی مجهز شده بود.

16- آیفون 5 اپل

iphone 5

آیفون 5 اولین گوشی 4 اینچی اپل بعد از آیفون 4 اس با نمایشگر 3.5 اینچی بود که سال 2012 عرضه شد. این گوشی تنها یک سال تولید شد ولی تا کنون بیش از 70 میلیون نسخه از آن فروخته شده است.

15- نوکیا 6010

دوباره به سراغ نوکیا و این بار مدل 6010 می‌رویم. این گوشی ساده که سال 2004 معرفی شد، با آمار فروش بیش از 75 میلیون دستگاه توانست به جایگاه شانزدهم برسد.

14- گلکسی اس 4 سامسونگ

galaxy s4

قطعا گلکسی اس 4 یکی از محبوب‌ترین گوشی‌های سامسونگ است که فروش آن از سال 2013 میلادی شروع شد. این محصول خیلی زود به یکی از پرفروش‌ترین گوشی‌های سامسونگ تبدیل شد که پیش از معرفی گلکسی اس 5، تعداد 80 میلیون دستگاه از آن در اختیار کاربران قرار گرفت.

13- آیفون 6 و 6 پلاس اپل

iphone 6 & 6 plus

زمان زیادی نیست که اپل گوشی‌های آیفون 6 و 6 پلاس را معرفی کرده که هر دو گوشی تا امروز لقب پرفروش‌ترین آیفون‌ها را به خود اختصاص داده‌اند. از سال 2014 تا امروز در مجموع بیش از 100 میلیون آیفون 6 فروخته شده است.

12- نوکیا 1208

نوکیا 1208 یکی دیگر از گوشی‌های پرفروش نوکیا است که سال 2007 عرضه‌ی آن آغاز شد و به دلیل پشتیبانی از صفحه نمایش رنگی با رزولوشن 96 در 96 مورد استقبال خریداران قرار گرفت. تا کنون بیش از 100 میلیون دستگاه از این گوشی ساده در سراسر دنیا فروخته شده که یکی از آنها سهم مترجم این مطلب است.

11- نوکیا 3310

نوکیا 3310 یکی از خاطره‌انگیز‌ترین گوشی‌های این کمپانی فنلاندی است. خیلی‌ها با این گوشی نوستالژیک خاطره دارند. فروش 3310 از سال 2000 میلادی آغاز شد و بی‌تردید یکی از دلایل فروش بالای آن بازی‌های جذابی چون Snake و space Ipmact بود.نوکیا از این گوشی بیش از 126 میلیون دستگاه فروخت.

10- Motorola RAZR V3

زمانی گوشی‌های تاشو طرفداران زیادی داشتند و سهمی از بازار در اختیار گوشی‌های زیبا و باریک موتورولا بود. RAZR V3 پرفروش‌ترین گوشی‌ تاشوی دنیا است که سال 2004 میلادی عرضه شد و تاکنون بیش از 130 میلیون نسخه از آن به فروش رفته است.

9- نوکیا 1600

nokia 1600

نوکیا 1600 یکی دیگر از گوشی‌های ساده ولی سخت‌جان نوکیا است که سال 2006 وارد بازار شد. این گوشی ساده برای بازارهای نوظهوری چون هند و چین توسعه یافته بود که تاکنون بیش از 130 میلیون نوکیا 1600 فروخته شده است. حتما یادتان هست که بسیاری از گوشی‌های ساده نوکیا در هند و چین تولید می‌شدند و دیگر خبری از نام آلمان، فنلاند و مجارستان نبود.

8- نوکیا 2600

هر چه جلوتر می‌رویم دلمان بیشتر برای نوکیای دوست‌داشتنی تنگ می‌شود. نوکیا 2600 که سال 2004 میلادی وارد بازار شد نه دوربین داشت و نه بلوتوث، ولی بیش از 135 میلیون دستگاه از آن فروخته شد.

7- Samsung E1100

باتری E1100 سامسونگ در حالت آماده به کار 13 روز دوام می‌آورد. این گوشی سال 2009 معرفی شد که با فروش بیش از 150 میلیون نسخه، توانسته جایگاه هفتم را از آن خود کند.

6- نوکیا 6600

6600 نوکیا که با اسامی مستعار زیادی میان ایرانیان شناخته می‌شود، یکی از دوست‌داشتنی‌ترین گوشی‌های نوکیا است که شاید باور نکنید سال 2003 میلادی 400 پوند قیمت داشت. تا امروز بیش از 150 میلیون دستگاه از این گوشی بی‌نظیر فروخته شده که قطعا بخشی از آن سهم ایرانی‌ها بوده است.

5- نوکیا 5230

یکی از گوشی‌های لمسی نوکیا که سال 2009 میلادی وارد بازار شد 5230 بود. این گوشی با اینکه از ارتباط وای‌فای بی‌بهره بود ولی بیش از 150 میلیون دستگاه از آن به فروش رفت.

4- نوکیا 1200

نوکیا 1200 برادر بزرگتر 1208 است که هنوز هم در دستان خیلی‌ها دیده می‌شود. این گوشی به لطف عمر باتری بسیار خوب خود که بیش از 390 ساعت بود توانست از سال 2007 به بعد رکورد فروش بیش از 150 میلیون نسخه را به خود اختصاص دهد. 1200 نوکیا از یک نمایشگر سبز رنگ جالب بهره می‌برد.

3- نوکیا 3210

نوکیا 3210 از جمله گوشی‌های کلاسیک این کمپانی است که سال 1999 میلادی فروش آن آغاز شد. بعضی‌ها به یاد دارند که این گوشی از جمله اولین نمونه‌های متداول بازار بود. بیش از 150 میلیون نوکیا 3210 فروخته شده است.

2- نوکیا 1110

گوشی پایین‌رده و ساده‌ی 1110 نوکیا سال 2005 میلادی وارد بازار شد که به سرعت با استقبال چشمگیری روبرو شد. نمایشگر این گوشی از پس‌زمینه سیاه‌رنگ برخوردار بود که متون روی آن با رنگ سفید نمایش داده می‌شد. تا امروز بیش از 250 میلیون گوشی نوکیا 1110 فروخته شده است.

1- نوکیا 1100

شاید دانستن نام پرفروش‌ترین گوشی تاریخ برای شما خیلی سخت نباشد. اگرچه این گوشی به اندازه‌ی 3310 مشهور نبود ولی بی‌تردید با رکورد بیش از 250 میلیون فروش از سال 2003 میلادی به بعد لقب پرفروش‌ترین گوشی طول تاریخ را یدک می‌کشد. جالب است بدانید 1 میلیاردمین گوشی فروخته شده‌ی نوکیا، یک دستگاه نوکیا 1100 بوده که سال 2005 میلادی در نیجریه به فروش رفته است.


وزیر صنعت: باید چهره خودروی کشور از اینکه علیه ما جوک بسازند، بر

وزیر صنعت: باید چهره خودروی کشور از اینکه علیه ما جوک بسازند، برگردد

 

حامد  قاسمی نراقی

نویسنده: حامد قاسمی نراقی
 
شنبه, 6 فوریه ساعت 21:45
وزیر صنعت: باید چهره خودروی کشور از اینکه علیه ما جوک بسازند، برگردد

وزیر صنعت، معدن و تجارت در مراسم افتتاح تولید انبوه موتور توربوشارژ اعلام کرد:«باید چهره خودروی کشور از اینکه علیه ما جوک بسازند، برگردد و همه به تولید و استفاده از خودروهای داخلی افتخار کنیم.». همراه زومیت باشید.